منم جمع می کنم می رم فرودگاه، شاید تو زنگ زدی
Friday, September 27, 2013
Friday, September 20, 2013
And maybe there will be a time that they say "thousands of years ago when human finally became aware of the absurdity of divine morality it took them hundreds of years to fight against absurdities in the forms of sexism, racism, homophobia and terrorism. Thereafter, in their first efforts, our ancestors tried to find the meaning of life and death in economy and then by looking into the human genome and brain..."
Sunday, July 21, 2013
آقا زیگموند بیا!
یه زنی هست تو خوابای من همیشه حوالی آریاشهر با یه سمند نقره ای داره دور می زنه و به نظر داره پسر بلند می کنه! هر سریم گذر خواب من از آریاشهر می گذره یه ترمزی می زنه جلو پام و همین جوری که داره آب میوه ای نوشابه ای چیزی رو با نی می خوره یه چشم و ابرویی میاد و با ظرافت اشاره می کنه که... بیا! که البته از اونجا که پارانویا خواب و بیدار نمی شناسه، من تا حالا سوار نشدم و توی قصد و غرضش مشکوکم. دیشب تو خواب زنه که بی خیال شد رفت داشتم فکر می کردم که کاش دفعه دیگه که دیدمش فروید بیاد این گوشه سمت چپ تصویر مثل این خانوم لالا یه توجیه سمبلیک آلتی برای ماوقع بیاره و ما رو از این سردگمی در بیاره که آخر مشکل اینه که دهنم تو مرحله آلتی گیر کرده یا آلتم از مرحله مقعدی در نیومده یا اینکه نه اصلا یه حالت آلت-تو-مقعدی شده و کاریش نمی شه کرد خلاص! و البته تمام این فکر و خیال توی خواب کاملن میک سنس می کرد و هیچ اختلالی توی خواب بودنم ایجاد نکرد ولی تر زد به بیداری با استرس و ان زایتی همین طوری.
Sunday, July 7, 2013
Seinfeld
It's very important to human being to feel they are popular and well liked among the large group of people that we don't care for!
Thursday, May 23, 2013
Flaubert
People love to live deeply, to engage in higher ideas but their idea of higher ideas is cliché. When people try to go beyond the common place that's where you should be suspicious because they usually go beyond the common place in the most conventional way which is cliché and cliché is a sign of stupidity.
Wednesday, December 19, 2012
Thursday, November 29, 2012
Wednesday, November 28, 2012
آخ که بد دردیه وقتی آدم می خوره به علفی، اصلن خدا دسته هیچ بنده ایو از علف کوتاه نکنه! امشب از اون شبا بود که افتادم به جون گرایندر بلکه یه چسه علف از توش در بیاد و خوب واقعا همون یه چسه بیشتر ازش در نیومد، فلذا من یکم پارافین این شمعه که قبلن آب شده بود رو زدم تنگ علف که یکم پر و پیمون شه و کشیدم و خواستم بگم که همچین یه توهم یواش خوبی بهم داد. حالا فکر نکنین این ترکیب معروفیه، نه نیست و من هم هیچ ایده ای ندارم که اصلن این دوتا رو می شه با هم کشید یا نه و حتی فکر کنم که اصلن پارافین سمی بود یه جواریی، یعنی یادمه خوردنش که بد بود. اما به هر حال من کشیدم و خواستم به اطلاعتون برسونم که یه توهم یواشی داد این طوری که همین جوری که تو دسشویی جلو آینه رو اتوپایلوت داشتم چند تا جوش سرسیاه در میاوردم، یهو فکر کردم تو اون اتاق نشستم و سامانم هست و داریم گپ می زنیم تو هایی، اونم توپ جواب می داد و می خندید و یه دیالوگه مشتی با هم داشتیم. خلاصه دارم به خودکفایی در دوست می رسم!
Subscribe to:
Posts (Atom)